کاربری
کاربر گرامی به وان تیم - برترین انجمن ترجمه آنلاین و اطلاعات فیلم و سریال های کره ای و آسیایی خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
برای ارتباط با مدیریت انجمن وان تیم (کلیک کنید).

ارتباط با
مدیریت انجمن

  • برای دانلود تمام زیرنویس های سریال های کره ای و... کلیک کنید.

    مرکز دانلود
    زیرنویس ها

  • برای دیدن وبلاگ های دیگر کاربران و وبلاگ های برتر و مطالب ها جذاب (کلیک کنید)

    وبلاگ ها

  • برای دانلود کتاب های الکترونیکی و مقالات دانشگاهی و کتابهای دیگر(کلیک کنید)

    کتابخانه انجمن

  • برای دیدن  میانبر های قسمت های انجمن وان تیم (کلیک کنید)

    کلید های میانبر

  • اگر تازه با انجمن وان تیم آشنا شده اید و از امکانات آن با خبر نیستید(حتما کلیک کنید)

    راهنمای کاربران
    تازه وارد

    عکس هایی که میخوایین در انجمن بگذارید را در این قسمت آپلود کنید(کلیک کنید)

    آپلود عکس

  • برای حمایت از انجمن خودتون یعنی وان تیم(کلیک کنید)

    حمایت از انجمن

  • برای اینکه انجمنی موفق داشته باشیم به پیشنهادات شما نیاز داریم(کلیک کنید)

    پیشنهادات شما
    کاربران

    برای تبلیغات سایت خودتون در انجمن(کلیک کیند)

    پذیرش تبلیغات
    در انجمن

    اطلاعیه های انجمن وان تیم
    اطلاعیه1 : آغاز پروژه جدید و پیشنهاد ویژه کسب و کار
    اطلاعیه2 : خبر های جدید برای کاربران
    • آواتار raha_91
      07-13-2017, 02:01 AM
        این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنهدرد تموم عاشقا پای کسی نشستنهاین روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه گردای رو آینه ها فقط غم زندگیه این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنهمشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنهآرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنهاین روا آسمونمون پر از شکسته بالیهجای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیهاین روزا کار آدما دلهای پاک رو بردنهبعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنهاین روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه جرم تمومشون فقط لذت آشناییه این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریهشبها غم قناریها تو خواب خونه جاریهاین روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمهرو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمهاین روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکهقلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکهاین روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنهکار چشمای آدما دل رو دیونه کردنهاین روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنهنشونه پروانگی زندگی ها رو باختنهاین روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنهرو بام پاک آسمون ستاره رو شمردنهاین روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارنمردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارناین روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابرههر جا یکی منتظر ورود یه مسافره   گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-13-2017, 01:21 AM
        به نام آن که اول کرد و آخربه نام آن که ظاهر کرد و باطنخداوند منزه پاک و بی عیبکه عالم را شهادت کرد از غیببه هر وصفی که خوانی در شریعتدر آئی انس میدان در طریقتتوان اندر صفاتش ره بریدنولی در ذات او نتوان رسیدنبه دانش در صفاتش ره نیابندبه کلّی سوی ذاتش چون شتابندبسی گوشند و گویند از صفاتشولی عاجز شوند از کنه ذاتشنبی گفتا صفات او ندانندکه اندر ذات او چون ابلهانندکسی کو ظن برد کاو هست واصلیقین دانم ندارد هیچ حاصلکمال معرفت شد ما عرفناکاز آن گفتند خالصان ما عبدناکهزاران قرن اگرچه علم خوانندسزاوار صفاتش هم نخوانندتفکر را نماند آن جا مجالیبه جز حیرت ندارم هیچ حالینخواهم آن چه گوید مرد گمراهاز آن گفتارها استغفراللهبه قدر فهم و عقل خویش گویندیقین دارم اگر چه بیش گویندنگویم که چنان و که چنین کردکه گاهی آسمان و گه زمین کردولی دانم که او از امر واحدهمه موجود کرد و اوست واحدیکی را در یکی زن هم یکی دانیکی از ذات پاکش بیشکی داننه از روی عدد کز راه وحدتیکی دانَش نه چون هر یک ز صفوتبدان دارد که می‌بینم عیانشبه گفتن در نمی‌گنجد بیانشسخن ترسم که در توحید رانمکه در تشبیه و در تعطیل مانمهر آن چیزی که بتوان گفت این‌ستکه آن یک آسمان، این یک زمین استزمین و آسمان اندر بیانشهر آن چیزی که هست او داد جانشمر او را می‌رسد از خلق تحسینتعالی خالق الانسان من طینملائک در مقام خویش هر یکبه علم خویش می‌دانند بی شک  گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-13-2017, 01:14 AM
      قُقنوس، مرغ خوشخوان، آوازه ی جهان، آواره مانده از وزش بادهای سرد، بر شاخ خیزران، بنشسته است فرد. بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان. او ناله های گمشده ترکیب می کند، از رشته های پاره ی صدها صدای دور، در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه، دیوار یک بنای خیالی می سازد. از آن زمان که زردی خورشید روی موج کمرنگ مانده است و به ساحل گرفته اوج بانگ شغال، و مرد دهاتی کرده ست روشن آتش پنهان خانه را قرمز به چشم، شعله ی خردی خط می کشد به زیر دو چشم درشت شب وندر نقاط دور، خلق اند در عبور … او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست، از آن مکان که جای گزیده ست می پرد در بین چیزها که گره خورده می شود یا روشنی و تیرگی این شب دراز می گذرد. یک شعله را به پیش می نگرد. جایی که نه گیاه در آنجاست، نه دمی ترکیده آفتاب سمج روی سنگهاش، نه این زمین و زندگی اش چیز دلکش است حس می کند که آرزوی مرغها چو او تیره ست همچو دود. اگر چند امیدشان چون خرمنی ز آتش در چشم می نماید و صبح سپیدشان. حس می کند که زندگی او چنان مرغان دیگر ار بسر آید در خواب و خورد رنجی بود کز آن نتوانند نام برد. آن مرغ نغزخوان، در آن مکان ز آتش تجلیل یافته، اکنون، به یک جهنم تبدیل یافته، بسته ست دمبدم نظر و می دهد تکان چشمان تیزبین. وز روی تپه، ناگاه، چون بجای پر و بال می زند بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ، که معنیش نداند هر مرغ رهگذر. آنگه ز رنج های درونیش مست، خود را به روی هیبت آتش می افکند. باد شدید می دمد و سوخته ست مرغ! خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ! پس جوجه هاش از دل خاکسترش به در.      نیما یوشیج گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-09-2017, 01:03 AM
       از اوج بروج حق سردار قیام آمد بر شوق سماع جان، انوار امام آمد طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمدآن پیر پیام آور بت بر کن ولا گستر بر گستره ای لبریز از خون و قیام آمدگفتا که من آن بحرم کارام نمی گیرد در مسلک بیداران آرام، خرام آمدعنبر چکد از نامش، سر مقدم اقدامش بر لحظه سرمستان اکسیر دوام آمدپیک خبر بهمن سرداد به هر برزن کای منتظران خیزید، خیزید امام آمد غلامرضا رحمدل  آسمان بی قرار چشمانش صبح آیینه دار چشمانشدر زمستان اگر چه می آمد موج می زد بهار چشمانشچشم گفتم به خاطرم آمد چشمه ی بی غبار چشمانشچشمه گفتم گریستم از شوق در پی چشمه سار چشمانشچشمه چشمه نگاه من شد رود رود شد … آبشار چشمانشآبشاری که طرح آن را ریخت سالها انتظار چشمانشمثل طرح دریچه ای به ظهور سایه ی تکسوار چشمانشبی تعارف چقدر زیبا بود  گردش روزگار چشمانش شعر روزهای ورود امام خمینی (ره) خوش آمدی به وطن ای مجاهد ای رهبر گران مبادت بر جان خسته رنج سفرخوش آمدی که به سوغات دوستان داری ز استواری ایمان نوید فتح و ظفرخوش آمدی پی ترحیب ملتی که گذشت بپاس حق و فضیلت زدست و سینه و سرخوش آمدی پی تمجید امتی که ز عشق به پیش ناوک دلدوز سینه کرد سپرخوش آمدی پی تحسین مردمی که کنون بپای خاسته بر محو ظلم و فتنه و شرخوش آمدی پی تعظیم مردمی که گرفت زمام از کف اهریمنان بد گوهرخوش آمدی پی تعلیم امتی که زجان ترا شناسد تنها ترا ترا رهبرخوش آمدی و نکو آمدی که تا بینی قیام توده جان بر کف اندر این کشورز حال خلق وطن خواهی ار شوی آگاه یکی به چشم خدابین خویشتن بنگرجماعتی بنگر استوار در ره حق بسان کوه سرافراز و آهنین پیکربه گاه خیزش چونان که موج از دریا به گاه غرش چونان که در فضا تندرگشاده بازو بر محو خصم افسون ساز نهاده روی به میدان دیو افسونگربه ترکش اینک فریادشان به گونه تیر به سینه ایدر امیدشان چنان تندربه تندخیزی چون گردباد در هامون به سخت کوشی چون رودباد در گردردمنده هرجا چونانکه خشمگین ضیغم جهنده هر سو چونانکه سهمگین اژدر همه سراپا فریاد و غرش و غلیان ز موج و توفان توفنده تر ز پا تا سرندیده هرگز چشم زمان چنین پیکار نخوانده هیچ کس اینگونه رزم در دفترقیامت است تو گویی به پا در کشور از این قیام که دارد نشانه از محشر از این شگفتی لب می گزند برنایان کزین فشان نتوان کرد رزم را باورز یک طرف همه اهریمنان غرق سلاح ز یک طرف همه پاکان بی سلیح و سپرز یک طرف خمپاره و مسلسل و تانک زیک طرف همه دل های عاطفت پرورز یک طرف همه سالوس و حیله و ترفند ز یک طرف همه ایمان و عزم و همت و فرز یک طرف همه جهل و فساد و قهر و غرور ز یک طرف همه عرفان و فضل و علم و هنرز یک طرف همه نابخردان دیو آیین ز یک طرف همه آزادگان دانشورز یک طرف همه کفر و ز یک طرف اسلام ز یک طرف همه حنظل ز یک طرف شکّربیا فضیحت اشرار بین در این میدان بیا فضیلت احرار بین در این سنگرکه توپ و تانک فرو ماند پیش سینه و دست که دیو صحنه تهی کرد و بست بار سفرخلل فتاد به کاخی که دیو می پنداشت که بارگاه خدا راست همسر و همبربزرگوار زعیما هم از زعامت تست قیام خلق بدین پایه اتفاق نظر تویی تو موجد این انقلاب در ایران توی تو مایه این اتفاق در خاور تویی که در همه جا موج اعتصاب از تست همی ز ساحل اروند تا کران خزرتویی که لرزه فکندی به کاخ استعمار تویی که شعله فکندی به جان مستکبرتویی که عزم تو بر کند بیخ ظلم از ملک چنانکه دست علی در ز قلعه خیبرهمه زعامت زیبد ترا در این دوران همه امامت شاید ترا در این کشورهمه به حکم تو گردن نهاده ایم همه تو امر کن که به امر توایم فرمانبرتمام ایران آغوش شد که تاگیرد ترا چون جان ببر ای رهبر ز جان بهترتمام ایران شد دیده تا ترا نگرد فراز مسند اسلام و دین گرفته مقرتمام ملت شد گوش تا مگر شنود پیام روح فزای تو از بر منبرفراز منبر اینک بر ای همچو رسول بگو بنام خداوند قاهر داوربگو که دشمن بدخواه دام برچیند که مسلم در خط الحاد نیست راه سپرالا خمینی ای نایب امام زمان الا خمینی ای رهبر خردپروربریز در خط اسلام طرح جمهوری که مسلمیم و به ام الکتاب مستظهرحکومت اینجا محکوم حکم قرآن است که هست قرآن منصوص حضرت داوردر این مجاهده بادا خدا تو را همراه در این مبارزه بادا خدا تو را یاورترا درود که شایسته درود تویی ترا سلام که اسلام را تویی یاورحمید تا که ثنای تو بر زبان دارد سزد که سر بفرازد ز فخر بر اختر“حمید سبزواری” گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع بیتوته 
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-09-2017, 12:54 AM
        رهروان کوی جانان سرخوش‌اندعاشقان در وصل و هجران سرخوش‌اندجان عاشق، سر به فرمان می رودسر به فرمان سوی جانان می رودراه کوی می فروشان بسته نیستدر به روی باده‌نوشان بسته نیستباده ما ساغر ما عشق ماستمستی ما در سر ما عشق ماستدل ز جام عشق او شد می پرستمست مست از عشق او شد مست مستما به سوی روشنایی می‌رویمسوی آن عشق خدایی می‌رویمدوستان! ما آشنای این رهیممی‌رویم از این جداییی وارهیمنور عشق پاک او در جان مامرهم این جان سرگردان ماگردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-09-2017, 12:44 AM
      دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ واسطه نیار، به عزتت خمارم حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم کفر نمی‌گم، سوال دارم یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام ! تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم، بستمش ! راه دیدم نرفته بود ، رفتمش جوونه‌ی نشکفته رو ، رستمش ویروس که بود حالیش نبود ، هستمش جواب زنده بودنم مرگ نبود؛             جون شما بود؟ مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟ اون همه افسانه و افسون ولش؟ این دل پر خون ولش؟ دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟ تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟ خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟ دیوونه کیه؟   عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم ! چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم ! پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟ کنار این جوب روون معناش چیه؟ این همه راز، این همه رمز این همه سر و اسرار معماست؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله! مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله! پریشونت نبودم؟ من ، حیرونت نبودم؟ تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه انجیر می‌خواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه چشمای من آهن انجیر شدن حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن . . . عمو زنجیر باف ، زنجیرتو بنازم چشم من و انجیرتو بنازم چشم من و انجیرتو بنازم . . .گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-09-2017, 12:41 AM
        از آنم شکوه است از طول ایام پریشانیکه پایم کوته است از درگه نواب سلطانیبه تنگ آورده‌ام خاصان دیوان معلی رامن دیوانه از عرض حکایت‌های طولانیبه این امید کان افسانه‌ها چون بشنود سلطانکند از چاره‌سازی در اهتزازم از خوش الحانیدر آفاق ارچه ممتازم ولی می‌خواهم از خلقمبه عنوان غلامی بیش ازین ممتاز گردانیمرا حالا عوام‌الناس از خاصان درگاهتنمی‌دانند برنهج سلف زان سان که می‌دانیسگ کوی توام اما به این کز درگهت دورممرا کم قدر می‌دانند و بی‌صاحب ز نادانیگهی اطلاق اخراجات بر من می‌کند عاملبرای خویش و نامش می‌کند اطلاق دیوانیگهی می‌خواهد از من پیشکش بهر تو دریادلکه دست درفشانت عار دارد از زرافشانیمرا آب و زمینی هست در کاشان که مال آنز بسیاری برونست از قیاس و فهم انسانیزمینم روی گردآلود کز خاک درت دورست دو چشمم آبیار آن زمین از اشگ رمانیبلی آب و زمین این چنین را مال می‌باشدولی برعکس یعنی بخشش و انعام سلطانیتو سلطان زبان دانی و د رمدح و ثنای توهزاران بلبل شیرین تکلم در غزل خوانیچرا سرخیل آن خوش لهجه‌ها را در گلستانتبود احوال یکسان با کلاغان دهستانینشاط انگیز تا باشد بساط بزم جمعیتتو باشی در نشاط و کامرانی و طرب رانیبه بازار سخن تا محتشم گوهر گران سازدبه او دارد خدا لطف ولی سلطانی ارزانی گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 05:29 PM
      دومین شماره هفته نامه مجازی شهرزاد امروز جمعه 16 تیرماه در 28 صفحه با یادشاتی از جمشید مشایخی بازیگر پیشکسوت سینما منتشر شد.دومین شماره هفته نامه اینترنتی «شهرزاد» با یادداشتی از جمشید مشایخی در تمجید از حسن فتحی و شهرزاد آغاز می شود. همچنین دراین شماره گفت وگو با گلاره عباسی بازیگرسریال، واکنش بازیگران سینما و تلویزیون درباره این مجموعه، نقد آنتونیا شرکا (منتقد)، نظر اهالی رسانه در حوزه گردشگری، بازتاب رسانه ها، گزارشی از شهرک سینمایی غزالی به همراه عکس ‌نوشته هایی از قسمت دوم به همراه عکس هایی از قسمت سوم منتشر شده است. در یادداشت جمشید مشایخی که در ابتدای این شماره درج شده آمده است: «مهمترین نکته ‌ای که در یک هنرمند باید وجود داشته باشد، احساس وظیفه در قبال مردم و کشورش است. مهمتر آنکه یک هنرمند، چنین احساس وظیفه‎ ای را در آثارش قرار دهد؛ موضوعی که در آثار حسن فتحی و بخصوص سریال «شهرزاد» به خوبی مشهود است. متاسفانه امروز مردم از هم دور شده‌ اند و از هم خبر ندارند. درست است که دیوارها بهم چسبیده و درها بهم نزدیک است اما دل‌ ها از هم دور شده است، درحالی که قدیمی ‌ترها معتقد بودند که همسایه از فامیل نزدیک ‌تراست در حالی که امروز ما حتی از نزدیکان و آشنایان‌ مان کمتر خبر داریم. اما این امر مهم در سریال «شهرزاد» به خوبی نمایش داده شده است که چطور آدم‌ها برای حل مشکلات دوست، آشنا و فامیل‌ شان تدبیر می‌ کردند و از دل مایه می ‌گذاشتند. فتحی نمونه واقعی از یک خانواده ایرانی با همان مشکلات آشنا را به تصویر کشیده است که بیشتر وجه سادگی و بی‌ آلایشی آن، مخاطب را جذب می‌ کند. من درمجموعه ‌های «روشن ‌تر از خاموشی» و «پهلوانان نمی ‌میرند» که هرکدام ازجمله آثار ماندگار هنر ایران هستند، با حسن فتحی کار کردم و به خوبی با اخلاقش آشنا هستم. من او را نمونه کاملی از یک کارگردان ایرانی می‌ دانم که با فهم و درایت صحیحش می‌ داند که چطور مخاطب را با خود همراه کند. او بی ‌تفاوت اقدام به سریال‌سازی نمی‌کند و این امر از همان احساس مسئولیتش در قبال مردم و کشور نشات گرفته است. فتحی دربیشتر آثارش به وقایع تاریخی می‌پردازد؛ در واقع به مواردی که در آن زمان ‌ها وجود داشته و امروز از بین رفته است. عشق‌ ها و محبت ‌هایی که امروز دیگر در میان ما وجود ندارد و به همین دلیل هم «شهرزاد» توانسته مخاطب را به سمت خود بکشاند. عشق، صمیمیت و سادگی حلقه‌ های مفقوده ‌ای هستند که این روزها نایابند اما در این مجموعه به خوبی به چشم می‌خورد و مخاطب را با خود درگیر می‌کند که چرا به چنین روزگاری رسیده‌ ایم. در این مجموعه اتفاقات ملی شدن صنعت نفت و همزمان کودتای 28 مرداد به تصویر کشیده شده است؛ اتفاقات بسیار مهمی که جوانان هیچ وقت این وقایع را به چشم ندیده‌ اند. این مجموعه می ‌تواند به آشنایی آنها در این زمینه کمک کند و البته مهمتر از آن، در کنار همه این اتفاقات، مقوله «عشق» است که به معنای واقعی‌ اش در این مجموعه شاهد آن هستیم. برای من جنبه عاشقانه سریال بسیار قابل توجه و مهم است زیرا خودم زندگی‌ام را با عشق شروع کردم. به نظرم برای مجموعه شهرزاد می ‌توان تندیس عشق را به حسن فتحی داد. به جرات می ‌توان گفت که فصل دوم «شهرزاد» هم مانند فصل اول از جذابیت ‌های لازم برخوردار خواهد بود و می‌تواند هر هفته میهمان خانه‌های ما باشد.» هفته نامه مجازی شهرزاد روزهای جمعه بر روی کانال تلگرام (http://t.me/shahrzadseason2) و سایت رسمی شهرزاد (www.shahrzadseries.com) عرضه می شود. فصل دوم سریال شهرزاد اکنون در حال پخش است و تاکنون دو قسمت آن پخش شده است. گردآوری شده توسط: نتدونه  منبع : ایرنا
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 04:01 PM
      سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان با معرفی برگزیدگان در بخش های مختلف در اصفهان به کار خود پایان داد. آیین اختتامیه جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان شامگاه پنجشنبه با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مسؤولان کشوری، استانی و هنرمندان سینما در تالار کوثر اصفهان برگزار شد و برگزیدگان این جشنواره با اهدای دیپلم افتخار، لوح تندیس و پروانه زرین معرفی شدند.هیات داوران با قرائت بیانیه در بخش های مختلف برگزیدگان خود را به شرح زیر معرفی کرد:هیأت داوران انجمن فیلم کوتاه ایران (ایسفا ) دیپلم افتخار بهترین فیلم داستانی کوتاه را به فیلم «دوئل» به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان اهدا کرد. فیلم های انیمیشن کوتاه و نیمه بلند: دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه و نیمه بلند پویانمایی به فیلم ‘رویاها در یک روز ‘ به کارگردانی صادق جوادی اهدا شد. هیات داوران هیچ فیلمی را در بخش کوتاه و نیمه بلند و سینمایی پویا نمایی شایسته دریافت جایزه بهترین فیلمنامه ندانست اما دیپلم افتخار بهترین فیلمنامه کوتاه و نیمه بلند پویا نمایی به فیلم ‘کودکان’ به نویسندگی هادی محمدیان طبقی اهدا شد. پروانه زرین بهترین کارگردانی کوتاه و نیمه بلند پویا نمایی به’ فیلم هزار افسان’ به کارگردانی اصغر صفار و عباس جلالی یکتا اهدا شد. پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه و نیمه بلند پویا نمایی به’ گل و بلبل ‘ به تهیه کنندگی مهدی آقاجانی اهدا شد. فیلم های انیمیشن سینمایی جایزه ویژه هیئت داوران برای دستاورد تکنیکی درخشان به آقای محمد امین همدانی کارگردان فیلم’ فهرست مقدس’ اهدا شد. پروانه زرین بهترین کارگردانی پویا نمایی سینمایی به فیلم ‘رهایی از بهشت’ به کارگردانی علی نوری اسکویی اهدا شد. پروانه زرین بهترین فیلم کودک پویانمایی سینمایی به فیلم ‘دنیای کیف ها’ به تهیه کنندگی حمید نخعی تعلق گرفت. پروانه زرین بهترین فیلم نوجوان پویانمایی سینمایی به فیلم ‘رهایی از بهشت’ به تهیه کنندگی علی نوری اسکویی داده شد. اهدای جوایز بخش انیمیشن بین­الملل فیلم های کوتاه و نیمه بلند پویا نماییدیپلم افتخار بهترین فیلم انیمیشن کوتاه را به ‘پدربزرگم درخت گیلاس بود’ به تهیه کنندگی پاول اسمیرنوف از کشور روسیه اهدا شد. جایزه ویژه هیأت داوران برای کارگردانی فیلم کوتاه انیمیشن به امیرهوشنگ معین برای فیلم درخت پرتقالی اهدا شد.پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه پویانمایی به ‘ یک لحظه’ به تهیه کنندگی استفان مورات، وینسنت کاپلو و ماری اشگوین از فرانسه اهدا شد. فیلم های بلند پویانماییپروانه زرین بهترین کارگردانی پویانمایی به ‘چیری و چری’ به کارگردانی ماکوتو ناکامورا از کشور ژاپن تعلق گرفت. پروانه زرین بهترین فیلم بلند پویانمایی به ‘راه طولانی شمال’ به تهیه کنندگی’ ران دینس’، کلاوس توکسویگ کایر، هنری ماگالون از کشور فرانسه داده شد. اهدای جوایز بخش فیلمهای غیر سینمایی – ویدئویی هیأت داوران بازی بازیگران کودک و نوجوان سه فیلم شوکا، (مائده سالمی)، فقط شاگرد اول (نعیم شیخ محبوبی)، اپیزود سوم فیلم آگوست (مهسا هاشمی) را تحسین کردند. پروانه زرین بهترین فیلم نامه به احمدعلی حامد برای فیلم نامه فیلم ‘فقط شاگرد اول’ اهدا شد و جایزه بهترین کارگردانی نیز به فرناز امینی برای کارگردانی فیلم ‘عشق نیکان’ تعلق گرفت. همچنین دیپلم افتخار به آزاده قچاق برای کارگردانی فیلم ‘فقط شاگرد اول’ اهدا گردید. جایزه بهترین فیلم:هیأت داوران در بخش بهترین فیلم هیچ فیلمی را مناسب دریافت پروانه زرین بهترین فیلم ندانستند. اهدای جایزه ویژه شهید بهنام محمدی به فیلم کوتاه ‘سلام’ به کارگردانی محمدرضا حاجی غلامی داده شد. هیئت داوران یونیسف ضمن تقدیر از کارگردان فیلم «گل سفید» علی قوی‌تن، جایزه‌ای را به کودک خردسال فیلم بهاره نوروزی اهدا کرد.همچنین جایزه فیلم منتخب یونیسف به سیدمحمدرضا خردمندان برای فیلم‌های «بیست و یک روز بعد»، «دوئل» و «گزارشگر» اهدا شد. داوران بخش the Sun Yat-sen “ Bo Ai” Awards. (جایزه عشقی بزرگ برای جهانیان) از طرف موسسه سان یت سِن. چین به ’21 روز بعد و پایان رویاها’ تعلق گرفت. جایزه داوران کودک و نوجوان بین الملل (چهار جایزه در دو بخش) جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین بازیگر به سلست هولشایمر برای فیلم ‘ روزی که پدرم شاخ و برگ درآورد’ اهدا شد. جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین بازیگر به امیررضا فرامرزی برای فیلم ‘اسکی’ باز اهدا شد. پروانه زرین بهترین فیلم بلند (کودک) به خاکستری کوچیکه پر سر و صدا به تهیه کنندگی ‘سیلیه هوپلندایک و دیوکه بیور کلی گراور داده شد. پروانه زرین بهترین فیلم بلند (نوجوان) به ‘معجزه کوهستان ‘ به تهیه کنندگی فیلیپ بودوگ و توماس بلینینگر اهدا شد. اهدای جوایز بخش فیلم­های کودکان و نوجوانان سینمای بین ­الملل توسط نمایندگان داوران  بخش فیلم های کوتاه و نیمه بلند دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه به مشق شیدا به تهیه کنندگی مهرداد حسنی تعلق گرفت و دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه به ‘سکوت’ به تهیه کنندگی جیووانی پومپلینی و اولیویر شانتریو اهدا شد. پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه به بهترین فیلم کوتاه به آریو والیبال؟ به تهیه کنندگی نیما ربیعی اهدا شد. بخش فیلم های بلند جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین بازیگر به امیررضا فرامرزی برای فیلم اسکی باز اهدا شد. جایزه ویژه هیأت داوران برای بهترین بازیگر به سلست هولشایمر برای فیلم روزی که پدرم شاخ و برگ درآورد محصول کشورهای بلژیک، هلند و کراواسی اهدا شد. بهترین فیلم نامه: پروانه زرین بهترین فیلمنامه فیلم بلند به معجزه کوهستان به نویسندگی ناتیا برونکورست تعلق گرفت. بهترین کارگردانی: پروانه زرین بهترین کارگردانی فیلم بلند به ‘اسکی باز’ به کارگردانی فریدون نجفی اهدا شد. بهترین فیلم: دیپلم افتخار فیلم بلند (نوجوان) به ‘دوچرخه آبی’ به تهیه کنندگی نورسن چتین کورکن، اومیت کورکن اهدا شد. پروانه زرین بهترین فیلم بلند (کودک) به اسکی باز به تهیه کنندگی محمد احمدی اهدا شد. اهدای جوایز هیئت داوران کودک و نوجوان ایرانی توسط نمایندگان هیئت داورانهیأت داوران کودک و نوجوان پروانه زرین بهترین فیلم (کودک) از نگاه داوران کودک را به فیلم ‘قهرمانان کوچک’به تهیه کنندگی بیتا منصوری اهدا کرد. پروانه زرین بهترین فیلم (نوجوان) از نگاه داوران نوجوان به فیلم ’21 روز بعد’ به تهیه کنندگی محمدرضا شفاه داده شد. هیأت داوران کودک و نوجوان پروانه زرین بهترین بازیگر (نوجوان) را به مهدی قربانی برای فیلم’21 روز بعد’ اهدا کرد. پروانه زرین بهترین بازیگر (کودک) به عرفان برزین برای فیلم ‘ دزد و پری 2’ اهدا شد.   بخش فیلم­های کودکان و نوجوانان سینمای ایران:  بخش فیلم های کوتاه و نیمه بلند جایزه ویژه هیأت داوران به محمدرضا حاجی غلامی کارگردان فیلم کوتاه سلام اهدا شد. پروانه زرین بهترین فیلمنامه کوتاه و نیمه بلند داستانی به فیلم ‘پیژامه راه راه پدر را باد برد’ به نویسندگی محمد صادقی تعلق رفت. پروانه زرین بهترین کارگردانی کوتاه و نیمه بلند داستانی به فیلم باران آهسته می بارد به کارگردانی سعید نجاتی اهدا شد. پروانه زرین بهترین فیلم کوتاه و نیمه بلند به فیلم آریو والیبال؟ به تهیه کنندگی نیما ربیعی اهدا شد. بخش فیلم های سینمایی: پروانه زرین بهترین دستاورد فنی و هنری به پیمان عباس زاده برای فیلمبرداری فیلم سینمایی چهل کچل تعلق گرفت. بهترین بازیگر کودک: پروانه زرین بهترین بازیگر (کودک) بلند سینمایی به امیررضا فرامرزی برای فیلم اسکی باز اهدا شد. بهترین بازیگر نوجوان: دیپلم افتخار هیأت داوران به شبنم مقدمی برای حضور پرمهرشان در کنار بازیگران کودک در فیلم شکلاتی اهدا شد. پروانه زرین بهترین بازیگر (نوجوان) بلند سینمایی به مهدی قربانی برای فیلم 21 روز بعد داده شد. دیپلم افتخار هیأت داوران به یاس نوروزی بازیگر کودک فیلم دزد و پری 2 تعلق گرفت. بهترین فیلم نامه: پروانه زرین بهترین فیلمنامه بلند سینمایی به احسان ثقفی برای فیلم’ 21 روز’ بعد اهدا شد. بهترین کارگردانی: جایزه ویژه هیأت داوران به فریدون نجفی کارگردان فیلم بلند سینمایی اسکی باز اهدا شد. پروانه زرین بهترین کارگردانی به فیلم 21 روز بعد به کارگردانی سیدمحمدرضا خردمندان اهدا شد. بهترین فیلم کودک: پروانه زرین بهترین فیلم بلند سینمایی (کودک) به فیلم دزد و پری 2 به تهیه کنندگی بهروز مفید اهدا شد. بهترین فیلم نوجوان: پروانه زرین بهترین فیلم بلند سینمایی (نوجوان) به فیلم اسکی باز به تهیه کنندگی محمد احمدی تعلق گرفت.سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان، جمعه گذشته با پخش آثار سینمایی در اصفهان آغاز به کار کرد. این جشنواره تا 15 تیر سالجاری در کلانشهر اصفهان ادامه داشت و در این مدت 35 فیلم ایرانی و خارجی در 2 بخش کودک و نوجوان به نمایش در آمد. شامگاه پنجشنبه آیین اختتامیه این جشنواره با حضور مسؤولان کشوری ، استانی و هنرمندان سینما در تالار کوثر اصفهان برگزار شد و با اهدای دیپلم افتخار، لوح تندیس و جشنواره زرین برگزیدگان خود را معرفی کرد. گردآوری شده توسط: نتدونه  منبع : ایرنا
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 03:46 PM
        چنان دید گوینده یک شب به خوابکه یک جام می داشتی چون گلابدقیقی ز جائی پدید آمدیبر آن جام می داستانها زدیبه فردوسی آواز دادی که میمخور جز بر آیین کاووس کیکه شاهی ز گیتی گزیدی که بختبدو نازد و لشکر و تاج و تختشهنشاه محمود گیرنده شهرز شادی به هر کس رسانیده بهراز امروز تا سال هشتاد و پنجبکاهدش رنج و نکاهدش گنجازین پس به چین اندر آرد سپاههمه مهتران برگشایند راهنبایدش گفتن کسی را درشتهمه تاج شاهانش آمد به مشتبدین نامه گر چند بشتافتیکنون هرچ جستی همه یافتیازین باره من پیش گفتم سخناگر بازیابی بخیلی مکنز گشتاسب و ارجاسپ بینی هزاربگفتم سرآمد مرا روزگارگر آن مایه نزد شهنشه رسدروان من از خاک بر مه رسدکنون من بگویم سخن کو بگفتمنم زنده او گشت با خاک جفت گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع:بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 03:39 PM
       هر که را توفیق حق آمد دلیلعزلتی بگزید و رست از قال و قیلعزت اندر عزلت آمد، ای فلانتو چه خواهی ز اختلاط این و آن؟پا مکش از دامن عزلت به درچند گردی چون گدایان در به در؟گر ز دیو نفس می‌جویی امانرو نهان شو! چون پری از مردماناز حقیقت بر تو نگشاید دریزین مجازی مردمان تا نگذریگر تو خواهی عزت دنیا و دینعزلتی از مردم دنیا گزینگنج خواهی؟ کنج عزلت کن مقامواستتر واستخف، عن کل الانامچون شب قدر از همه مستور شدلاجرم، از پای تا سر نور شداسم اعظم، چون که کس نشناسدشسروری بر کل اسما باشدشتا تو نیز از خلق پنهانی همیلیلةالقدری و اسم اعظمیرو به عزلت آر، ای فرزانه مرد!وز جمیع ماسوی الله باش فردعزلت آمد گنج مقصود ای حزین!لیک، گر با زهد و علم آید قرینعزلت بی«زای» زاهد علت استور بود بی«عین» علم، آن زلت استعزلت بی«عین»، عین زلت استور بود بی«زای» اصل علت استزهد و علم ار مجتمع نبود به همکی توان زد در ره عزلت قدم؟علم چبود؟ از همه پرداختنجمله را در داو اول باختناین هوسها از سرت بیرون کندخوف و خشیت، در دلت افزون کند«خشیة الله» را نشان علم دان!«انما یخشی»، تو در قرآن بخوان!سینه را از علم حق آباد کنرو حدیث «لو علمتم» یاد کنگردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 03:34 PM
      عضو هیأت علمی دانشکده علوم ریاضی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن نانوفناوری ایران به عنوان یکی از دو نایب رئیس آکادمی جهانی ریاضی- شیمی انتخاب شد.دکتر علی ایرانمنش عضو هیأت علمی و استاد تمام گروه ریاضی محض دانشکده علوم ریاضی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن نانوفناوری ایران در سیزدهمین مجمع عمومی آکادمی ریاضی-شیمی جهان در رومانی به عنوان یکی از دو نایب این آکادمی انتخاب شد. براساس این گزارش، این استاد ایرانی دارای مدرک کارشناسی ریاضی کاربردی از دانشگاه شیراز و کارشناسی ارشد و دکتری ریاضی محض از دانشگاه تربیت مدرس است. وی از سال 1374 به عنوان عضو هیأت علمی فعالیت خود در دانشگاه را آغاز کرد و هم‌اکنون با رتبه علمی استاد تمام در گروه ریاضی محض دانشکده علوم ریاضی مشغول تدریس و پژوهش است. عضویت درانجمن ریاضی ایران، انجمن ریاضی آمریکا، انجمن ریاضی لندن، انجمن آمار ایران، انجمن ریاضی اروپا و انجمن ریاضی-شیمی اروپا، همچنین عناوین پژوهشگر برتر گروه علوم پایه کشور در سال 1391، استاد نمونه بسیجی کشور در سال 1389، پژوهشگر برتر دانشگاه و استاد نمونه دانشگاه از جمله افتخارات و فعالیت‌های دکتر ایرانمنش در عرصه علوم ریاضی است. ایرانمنش مؤلف 6 کتاب بوده و در تألیف برخی از فصول 10 کتاب انگلیسی که توسط انتشارات معتبر بین‌المللی از جمله اشپرینگر منتشر شده، نقش داشته است. تا کنون نزدیک به 300 مقاله به قلم دکتر ایرانمنش در مجلات معتبر بین‌المللی و داخلی به چاپ رسیده و وی در 3 رساله پسا دکتری، 30 رساله دکتری و 80 پایان‌نامه کارشناسی ارشد به عنوان استاد راهنما حضور داشته است. این عضو هیأت علمی و استاد تمام گروه ریاضی محض دانشکده علوم ریاضی دانشگاه تربیت مدرس همچنین از سال 1393 تا کنون عنوان ریاست انجمن نانوفناوری ایران را در کارنامه اجرایی خود دارد. گردآوری شده توسط: نتدونه  منبع : ایرنا
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 03:22 PM
      در سرد سیر شهر دل، روح بهاری در  شوره زار سینه ی من چشمه ساری  میخواهی امشب بر کویر دیده گانم  با روضه هایت باغی از شبنم بکاری  سهم تو از ارث پدر، خونجگر بود  از کودکی در ماتم او سوگواری  منزل به منزل در پی دلدار رفتی  در دشت های عاشقی محمل سواری داغ عزیزانت بلای جانتان شد تو زخمی تیغ جفای روزگاری تا مقصدت مشهد، دگر راهی نمانده ای کاش می شد اندکی طاقت بیاری  می سوختی از آتش تب، بین بستر  دلخسته راضی به رضای کردگاری باید بیاید دلبرت، باید بیاید  در آخرین ساعات هم امید واری  چشمان اشک آلوده ات را تا دم مرگ یک لحظه هم از درب حجره بر نداری نام رضا از روی لب هایت نیفتد  با اینکه رو به قبله و در احتضاری تو یادگار دلبرت را مثل زینب با گریه روی سینه ی خود می فشاری دیگر مخور غم، چون سرت را ای کریمه بر دامن زهرای اطهر می گذاری    هر جا که خواهریست ، برادر همیشه هست دنبال هر برادر ، خواهر همیشه هست این جذبه های عشق تمامی نداشته دلدادگی میان دو دلبر همیشه هست تا مرو از مدینه ، مسیر محبت است این جاده های نور معطر همیشه هست معصومه زینب است و رضا جز حسین نیست ترکیب های عشق برابر همیشه هست با بودن شفیعه ، قیامت به کام ماست گرچه هراس عرصه ی محشر همیشه هست پیداست در حریم تو اجلال فاطمه جاری به صحن های تو کوثر همیشه هست باید که تو مراقبت از پهلویت کنی دیوارهای کوچه و آن در همیشه هست در ذهن پرنیانی اولاد فاطمه آن خاطرات زخمی مادر همیشه هست از وقتی آمدی تو به قم با قبیله ات اطراف تو ولایی و یاور همیشه هست تا که نسیم هست ، بوی زلف می رسد بالاتر از سر همه یک سر همیشه هست بازار داشت قم ، تو که آنجا نرفته ای … در روضه ات اشاره به معجر همیشه هست ش اشعار وفات حضرت معصومه (س) عصمت حقّی و بانوی مظلومه ای نوری از کوثری،حضرت معصومه ای دیده گریانِ تو،جان به قربانِ تو ای قبله ی حاجات،یا عمّه ی سادات واویلا واویلا واویلا واویلا… از قدومِ تو قم مدینه ای دیگر است طلعتِ قُدسی ات آینه ی مادر است دل به تاب و تَبَت،ذکرِ روز و شبت ای جان و جانانم،رضا رضا جانم واویلا واویلا واویلا واویلا… مَحمِلت غرق گل شده ز مِهر و وفا سوزم از روضه ی کوفه و شامِ بلا دیدگانِ تر و،سنگ و خاکستر و غمهای پی در پی،سرها به روی نِی واویلا واویلا واویلا واویلا…  گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع:بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 03:18 PM
      شیعیان مژده که از پرده برون یار آمد عسکرى پورنقى مظهر دادار آمد گشت از کان کرم گوهر پاکى ظاهر ز صدف آن دُر تابنده به بازار آمد شد تولد ز سلیل آن مه تابنده حق سامره از قدمش جنت الانهار آمد بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش تهنیت باد ز خلاق، جهاندار آمد با صفات احدى کرد تجلى به جهان نور چشم على و احمد مختار آمد نام نیکوش حسن، خوى حسن، روى حسن باب مهدى زمان کاشف الاسرار آمد حامى دین محمد (ص) متولد گردید عسکرى فخر زمن سرور و سالار آمد فخر ملک دوسرا جان و دل اهل ولا خسرو هادى عشر رحمت غفار آمد گشت از مقدم وى باغ ولایت خرم چون که از گلشن دین آن گل بى خار آمد خواست حق رحمت خود را برساند بر خلق صورتى ساخت که با سیرت دادار آمد نور او نور خدا بود به عالم تابید روى او شمع هُدى بود شب تار آمد خُلق غفارى از او خُوى رحیمى ظاهر مظهر ذات خدا آن گل گلزار آمد قاضى نظام  باز در هشت ربیع الثانی آمد گوهــــــــــــــــــــــری چون دوازده اختر دیگر گرامی رهبــــــــــــــری از امام هادی واز مادری همچون حُدَیــــــــــــــــــث زاده شد نوری دگر از تیره ی پیغمبــــــــــــــــری دارد او از مرتضی صدها نشان در برتــــــــــــــــــری زهد و تقوا ، حُسن و ایمان ، حلم و نیکو منظری نام او باشد حسن معصوم و عاری از گنــــــــــــــــاه پیشوای یازدهم یعنی امام عسکـــــــــــــــــــــری گویی او در این زمان یک مجتبای دیگـــــــــــــر است بر محمد میگذاریم صحــــــــــــــــــت این داوری هست او ابن الرضا و خصلت او احمـــــــــــــــــــدی راه او راه حسین ومکتب او جعفــــــــــــــــــــری در عبادت همچو سجادست زین العابــــــــــــــــــدین عالم و در علم و دانش همتراز باقـــــــــــــــــــری جود و بخشش را بود بی شک  به همتای جــــــــواد موسی کاظم بود الگوی او در صابــــــــــــــــــری شد زمیلادش جهانی غرق شادی و ســــــــــــــرور مسلمین تبریک باد این افتخار و ســــــــــــــــروری این غزل هر چند ناچیز است من نالایقـــــــــــــــــم تا بگویم وصف او را با زبان شاعـــــــــــــــــــــری هرچه می خواهی تو امشب شیعه از مهدی بخواه  چونکه عیدی می دهد امشب همای سامــــــــــــــریعلی اکبر افضلی غـرق نور سامرا امشـب ، آسمونا غرق تمنا گل می‌ریزند به راه این ماه ، تا بیادش حضرت زهرا می رسه از عالم بالا ، نغمه ی امید اومده کعبه ی توسل ، قبله ی خورشید یا ابا المهدی ، یا ابا المهدی ****** ببینـید کهکشـون عشـقـو ، روی دسـت امـام هـادی جمع حور و ملک نشستند، غرق شور و سرور و شادی وقت عشق و بهار عشقه ، وقت هم عهدی روی عرش خدا نوشته ، یا ابا المهدی یا ابا المهدی ، یا ابا المهدی ****** ببینید از مشـرق دل ها ، می رسه خورشید حقایق صف می بندن برا زیارت ، سر راهش دلهای عاشق مژده می ده به خاک دنیا ، نم نم بارون خیر مقدم می دن به حضرت ، یاس های ایوون یا ابا المهدی ، یا ابا المهدی یوسف رحیمی گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 02:10 PM
        تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن آسمان صاف و روشنمن این کنج قفس مرغی اسیرمز پشت میله های سرد تیرهنگاه حسرتم حیران به رویتدر این فکرم که دستی پیش آیدو من ناگه گشایم پر به سویتدر این فکرم که در یک لحظه غفلتاز این زندان خاموش پر بگیرمبه چشم مرد زندانبان بخندمکنارت زندگی از سر بگیرمدر این فکرم من و دانم که هرگزمرا یارای رفتن زین قفس نیستاگر هم مرد زندانبان بخواهددگر از بهر پروازم نفس نیستز پشت میله ها هر صبح روشننگاه کودکی خندد به رویمچو من سر می کنم آواز شادیلبش با بوسه می آید به سویماگر ای آسمان خواهم که یک روزاز این زندان خامش پر بگیرمبه چشم کودک گریان چه گویمز من بگذر که من مرغی اسیرممن آن شمعم که با سوز دل خویشفروزان می کنم ویرانه ای رااگر خواهم که خاموشی گزینمپریشان می کنم کاشانه ای را گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 02:04 PM
        آدم ای رفته از بهشت ای مانده در زمین عریان و پک و بکره و تفته مانده ام هانم برشو و ببین تا اوج قله هاش همه خواهش است و بس این سینه ها در آرزوی باروز شدن وین ساقه های سنگ ستم می کشند سخت از جان خشک خویش و غم بی ثمر شدن دیری است یاوه مانده و بی تاب و بی قرار نه خنده می زنم نه گریه می کنم بگرفته در گلوی من آواز چشمه سار بی ککل گیاه هوس بی نسیم عشق بی حاصل است مزرعه سبز ماهتاب بیهوده است جنبش گهواره های موج بی رونق است جلوه ایینه های آب بر گونه های من شط گیسوان خویش پریشان نمی کند وین آسمان خشک بسته است در نگاهم و باران نمی کند در هر کران من خالی است جای تو اینجا نشان معجزه دستهات نیست اینجا نشان معجزه دستهات نیست اینجا نشانه نیست هم از جای پای تو تنها نمی تپد دل من از جدایی ات شب را ستاره هاست زین زردگونه ها آدم کوته مکن نوازش دست خدایی ات شبها در آسمان در این حرمسرای نه سلطانش از ازل چشم هزار اختر دیگر به سوی توست وین پچ پچ همیشگی دختران بام در هر کنارگوشه همه گفتگوی توست آدم بیرون شو از زمین چونان که از بهشت تو دستکار رنجی و پرورده امید راحت بنه! گریز دگر کن ز سرنوشت حوا هووی پکدل آفرینش است با او بیا به راه با او بیا که عشق دهان وکند به شعر کاو از او ز پنجره ماه دلکش است گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع:بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 01:28 PM
      ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟کز زخمهٔ آن نه فلک اندر تک و تاز استآورد به یک زخمه، جهان را همه، در رقصخود جان و جهان نغمهٔ آن پرده‌نواز استعالم چو صدایی است ازین پرده، که داندکین راه چه پرده است و درین پرده چه راز است؟رازی است درین پرده، گر آن را بشناسیدانی که حقیقت ز چه دربند مجاز است؟معلوم کنی کز چه سبب خاطر محمودپیوسته پریشان سر زلف ایاز است؟محتاج نیاز دل عشاق چرا شدحسن رخ خوبان، که همه مایهٔ ناز است؟عشق است که هر دم به دگر رنگ برآیدناز است بجایی و یه یک جای نیاز استدر صورت عاشق چو درآید همه سوزاستدر کسوت معشوق چو آید همه ساز استزان شعله که از روی بتان حسن برافروختقسم دل عشاق همه سوز و گداز استراهی است ره عشق، به غایت خوش و نزدیکهر ره که جزین است همه دور و دراز استمستی، که خراب ره عشق است، درین رهخواب خوش مستیش همه عین نماز استدر صومعه چون راه ندادند مرا دوشرفتم به در میکده، دیدم که فراز استاز میکده آواز برآمد که: عراقیدر باز تو خود را، که در میکده باز است گردآوری شده توسط : نتدونهمنبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 03:58 AM
      ترسید و با صدای بلند گفت: می ترسم! پنجره ها محکم بسته بود، طنین صدای او اوج گرفت و پیچید: می ترسم! در، صندلی، میزها، پرده ها، فرش ها، کتاب ها، شمع ها، قلم ها و تابلو ها، همگی گفتند: می ترسم! از صدای ترس ترسید و فریاد زد: بس است! اما (بس است!) طنین انداز نشد، از ماندن در خانه ترسید و به خیابان رفت، سپیدار را شکسته دید، به دلیل مجهولی از تماشای در خت ترسید! نفربری شتابان از آنجا گذشت، از قدم زدن در خیابان هم ترسید، و ترسید که به خانه برگردد اما چاره ای نبود، برگشت. ترسید: کلید را درون خانه جا گذاشته باشد، همین که آن را در جیبش یافت، آرام گرفت! ترسید؛ جریان برق قطع شده باشد، زنگ در را فشار داد، زنگ به صدا در آمد، آرام گرفت! ترسید؛ بر پله ها بلغزد و پهلویش بشکند اما چنین نشد، آرام گرفت! کلید را در قفل گذاشت، ترسید؛ در باز نشود، اما در باز شد، آرام گرفت! وارد خانه شد، ترسید که خودش را هراسان بر صندلی جا گذاشته باشد، اما وقتی مطمئن شد که خود اوست که وارد خانه شده، نه کسی دیگر، رو به روی آینه ایستاد و چون چهره اش را در آیینه شناخت، آرام گرفت، به سکوت گوش فرا داد، نشنید که چیزی بگوید: می ترسم! آرام گرفت و به دلیلی مبهم دیگر نترسید! گردآوری شده توسط: نتدونه منبع:بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-07-2017, 01:08 AM
       هفته‌ها کردیم ماه و سالها کردیم پارنور بودیم و شدیم از کار ناهنجار ناریافتیم ار یک گهر، همسنگ شد با صد خزفداشتیم ار یک هنر، بودش قرین هفتاد عارگاه سلخ و غره بشمردیم و گاهی روز و شبکاش میکردیم عمر رفته را روزی شمارشمع جان پاک را اندر مغاک افروختیمخانه روشن گشت، اما خانهٔ دل ماند تارصد حقیقت را بکشتیم از برای یک هوساز پی یک سیب بشکستیم صدها شاخساردام تزویری که گستردیم بهر صید خلقکرد ما را پایبند و خود شدیم آخر شکارتا بپرد، سوزدش ایام و خاکستر کندهر که را پروانه آسانیست پروای شراردام در ره نه هوی را تا نیفتادی بدامسنگ بر سر زن هوس را تا نگشتی سنگسارنوگلی پژمرده از گلبن بخاک افتاد و گفتخوار شد چون من هر آنکو همنشینش بود خارکار هستی گاه بردن شد زمانی باختنگه بپیچانند گوشت، گه دهندت گوشوارتا کنی محکم حصار جسم، فرسود است جانتا بتابی نخ برای پود، پوسیداست تارسالها شاگردی عجب و هوی کردی بشوقهیچ دانستی در این مکتب که بود آموزگارره نمودند و نرفتی هیچگه جز راه کجپند گفتند و نپذرفتی یکی را از هزارجهل و حرص و خودپسندی دشمن آسایشندزینهار از دشمنان دوست صورت، زینهاراز شبانی تن مزن تا گرگ ماند ناشتازندگانی نیک کن تا دیو گردد شرمسارباغبان خسته چون هنگام حاصل شد غنودمیوه‌ها بردند دزدان زین درخت میوه‌دارما درین گلزار کشتیم این مبارک سرو راتا که گردد باغبان و تا که باشد آبیاررهنمای راه معنی جز چراغ عقل نیستکوش، پروین، تا به تاریکی نباشی رهسپار گردآوری شده توسط : نتدونه منبع : بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-02-2017, 12:38 AM
       آنها که ربودهٔ الستنداز عهد الست باز مستندتا شربت بیخودی چشیدنداز بیم و امید، باز رستندچالاک شدند، پس به یک گاماز جوی حدوث، باز جستنداندر طلب مقام اصلیدل در ازل و ابد نبستندخالی ز خود و به دوست باقیاین طرفه که نیستند و هستنداین طایفه‌اند، اهل توحیدباقی، همه خویشتن پرستند  اشعار زیبای شیخ بهایی آتش به جانم افکند، شوق لقای دلداراز دست رفت صبرم، ای ناقه! پای بردارای ساربان، ! خدا را؛ پیوسته متصل سازایوار را به شبگیر، شبگیر را به ایواردر کیش عشقبازان، راحت روا نباشدای دیده! اشک می‌ریز، ای سینه! باش افگارهر سنگ و خار این راه، سنجاب دان و قاقمراه زیارت است این، نه راه گشت بازاربا زائران محرم، شرط است آنکه باشدغسل زیارت ما، از اشک چشم خونبارما عاشقان مستیم، سر را ز پا ندانیماین نکته‌ها بگیرید، بر مردمان هشیاردر راه عشق اگر سر، بر جای پا نهادیمبر ما مگیر نکته، ما را ز دست مگذاردر فال ما نیاید جز عاشقی و مستیدر کار ما بهائی کرد استخاره صد بار    پای امیدم، بیابان طلب گم کرده‌ایشوق موسایم، سر کوی ادب، گم کرده‌ایباد گلزار خلیلم، شعله دارم در بغلنالهٔ ایوب دردم، راه لب گم کرده‌ایمی‌کند زلفت منادی بر در دلها که منگوهر خورشید در دامان شب گم کرده‌ایگوهر یکتای بحر دودمان دانشملیکن از ننگ سرافرازی، لقب گم کرده‌ایای بهائی! تا که گشتم ساکن صحرای عشقدر ره طاعت، سر راه طلب گم کرده‌ای    شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنانکه صبح وصل نماید در آن، شب هجرانشبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشیدسیاه روی نماید چو خال ماهرخانز آه تیره‌دلان، آنچنان شده تاریککه خواب هم نبرد ره به چشم چار ارکانزمانه همچو دل من، سیاه روز شدهگهی که سر کنم از غم، حکایت دورانز جوریار اگر شکوه سرکنم، زیبدکه دوش با فلک مست، بسته‌ام پیمانمنم چه خار گرفتار وادی محنتمنم چه کشتی غم، غرقه در ته عمانمنم که تیغ ستم دیده‌ام به ناکامیمنم که تیر بلا خورده‌ام، ز دست زمانمنم که خاطر من، خوش دلی ندیده زدورمنم که طبع من از خرمی بود ترسانمنم که صبح من از شام هجر تیره‌تر استاگر چه پرتو شمع است بر دلم تابان  گردآوری شده توسط: نتدونه منبع:بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-02-2017, 12:32 AM
      مانند تو کسی تک و تنها نمی شودزندانی مصیبت و غم ها نمی شود جسمت اسیر ضربه شلاق و ناسزاستاین زخم های کینه مداوا نمی شود این رسم میزبانی یک روزه دار نیستافطار او به مشت ولگد وا نمی شود زنجیرها رسانده سرت را به زانویتکاغذهم این چنین که تویی تا نمی شود اعضای پیکر تو زهم منفصل شدهاین پا دگر برای شما پا نمی شود این سرفه های خشک تو یعنی که تشنه ایآبی نصیب حضرت دریا نمی شود آری تو هم به جد غریبت کشیده ایننویسم از مصیبت عظما نمی شود شکرخدا که دختر تو جای دیگری ستبا پیکر نهیف تو تنها نمی شود اما دلم گرفته ز اندوه دختریطشت وسر و سه ساله و بابا نمی شود شکرخدا که دست تو انگشتری نبودبر روی دستهای تو دعوا نمی شود هنگام حمل پیکرتان بین کوچه هاشادی و صوت و هلهله برپا نمی شودشاعر : محمود یوسفی  کنج زندان بلا به غم اسیریزیر لب دعا میکردی که بمیریدست و پای تو ، بسته به زنجیرهمادرت روضه ، برا تو میگیرهزخمی شده چرا ، آقا بال و پرتبی تاب تو شده ، معصومه دخترتروحی لک الفدا بسته دستای تو رو دشمن کافر تن پاک تو شده نحیف و لاغرنه توون داری ، بی کس و بی یاری تو قفس ذکر ، خدا به لب داریبارون می باره از ، گوشه ی چشم ترتبی تاب تو شده ، معصومه دخترتروحی لک الفدا اگه آقا به شما شده جسارتبخدا دختر تو نرفت اسارت واسه ی زینب ، دل تو می سوزهولی راس تو ، نرفته بر نیزه با یاد کربلا ، تو گریه میکنیشب تا سحر شده ، کارت سینه زنیروحی لک الفداشاعر : هاشم محمدی آرا   دلم داره بهونت/که منم گدای خونت/باب الحوائج موسی بن جعفرقسم به خودت آقا/ندارم جایی جز اینجا/ باب الحوائج موسی بن جعفر سرمایه ی اشک و آه آوردم/در محضر تو گناه آوردمبا من تو به جز وفا نکردی/دست گدا رو رها نکردی یا مولا/ای انیس قلب مضطر/گل یاس  ِ گشته پرپرهفتمین حجّت داور/سیدی موسی بن جعفر یا مولا سیدی موسی بن جعفر…دلم میخواد ای آقا/کاظمین بیام ایشالا/ باب الحوائج موسی بن جعفر خوشم با غمت آقا/فدای حرمت آقا/ باب الحوائج موسی بن جعفرای خاک تو عرش کبریایی/دلها میشه اونجا کربلایی دلداده ی کاظمینم آقا/من زنده به یا حسینم آقایا حسین/ای حقیقت خدایی/تو غریب آشنایی ای شهید کربلایی/تو ذبیح بلقفایییا حسین یا حسین غریب مادر… گردآوری شده توسط: نتدونه منبع:بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-02-2017, 12:28 AM
      شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنانکه صبح وصل نماید در آن، شب هجرانشبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشیدسیاه روی نماید چو خال ماهرخانز آه تیره‌دلان، آنچنان شده تاریککه خواب هم نبرد ره به چشم چار ارکانزمانه همچو دل من، سیاه روز شدهگهی که سر کنم از غم، حکایت دورانز جوریار اگر شکوه سرکنم، زیبدکه دوش با فلک مست، بسته‌ام پیمانمنم چه خار گرفتار وادی محنتمنم چه کشتی غم، غرقه در ته عمانمنم که تیغ ستم دیده‌ام به ناکامیمنم که تیر بلا خورده‌ام، ز دست زمانمنم که خاطر من، خوش دلی ندیده زدورمنم که طبع من از خرمی بود ترسانمنم که صبح من از شام هجر تیره‌تر استاگر چه پرتو شمع است بر دلم تابان گردآوری شده توسط: نتدونه منبع:بیتوته
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-02-2017, 12:18 AM
      قبل از آنکه بنویسند جزای همه رامی سپارند به تو قدر و قضای همه را شب قدر است ولی قدر نمی دانیمت که تو باید بدهی اجر و سزای همه را ما برای فرجت آمده ایم امشب، کاشبه اجابت برسانند دعای همه را هر چه از دامن تو دور شود دستی بازمی کشاند وسط احسان تو پای همه را ای گل فاطمه! یابن الحسن! آقاجانم!بشنو داد همه را بشنو صدای همه را کربلایی؟ نجفی؟ سامره ای؟ یا مشهد؟هر کجا هستی خالی کن جای همه را زائران حرم جد تو را می بخشندامشب آقا بده پس کرب و بلای همه رامحمد بیابانی  یارب بده پناهم الهی العفوببین غرقِ گناهم الهی العفو اگر رفتم به راهی کردم گناهیبنده‌ی رو سیاهم الهی العفو امان از خلوتی که حرمت شکستمچو افتاده به چاهم الهی العفو زمانی که درونِ قبرم گذارندوای از عمرِ تباهم الهی العفو در آن تاریکی ای نور به فریادم رسرحیمِ دادخواهم الهی العفو به روز محشر آیم به پای میزانبا لوحِ اشتباهم الهی العفو چه می‌شود ببخشی تو عبدِ خود راکریمِ پادشاهم الهی العفو سر را به پای عفوت نهاده‌ام منبا سوز و اشک و آهم الهی العفو با اشک دیده و دل دارم تقاضاجز بخششت نخواهم الهی العفو من نوکرِ حسینم، دل کربلایشمحتاجِ یک نگاهم الهی العفو   شب های احیا در فراق تو گذر شدعمرم تباه است و ز هجر تو سپر شد ای روضه خوان و یوسف زهرا کجاییآقا بیا روزم شب و شب هم سحر شد از اول ماه خدا یاد تو هستماما چرا این ناله هایم بی اثر شد آقا اجازه شب شب قدر است و روضهاز کوفه تا کرب و بلا خاکم به سر شد مولای دین رفت و جسارت ها شروع شددر سینه هاشان بغض مولا پر ثمر شد اما امان از روضه ای که خون تو گرییآقا اسارت رفت و زینب در خطر شد بی تو چه سخت است از سر و سرنیزه گفتنمولا بیا چون یک سه ساله در به در شد طشت طلا و خیزران ها بر حسینتبزم شراب و دختری غرق نظر شد وقتی جسارت بر سر ببریده کردندمویش سپید و زینب تو خون جگر شد این بار در شام و پلیدی های بسیارگوید رقیه ای پدر وقت سفر شد مولا حلالم کن ولی ای صاحب منچشمان زهرا مادرت از گریه تر شدمحمد مهدی عبداللهی منبع : بیتوته گردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-02-2017, 12:15 AM
       شب قدر است و بابایی کنار دخترش باشدبود خرسند دختر زینکه بابا در برش یاشد  کند سعی وتلاشی خوش به بابا بگذرد امشببه روی زانوی بابای خوب خود سرش باشد ببیند او دگرگونی احوال پدر امشببه لبها آیه ی امن یجیب المضطرش باشد علی با فکر فردا آسمان را بنگرد هردمتو گویی کو شهادت در خیال منظرش باشد شب قدر عجیبی دارد امشب مرتضی حیدردل دختر بشور افتاده بهر دلبرش باشد خدایا کاش امشب را نباشد هیچ پایانیکه از تیغ جفا مولا علی خونین سرش باشد نیاید آن زمانی که ندای قد قتل آیدزمین وآسمان در سوگ تنها لنگرش باشد نیاید آندمی که دخترش زینب سرش بیندغمین ازبهر حال وروز بابا حیدرش باشد نیاید روزهای بی پناهی یتیمانیوکوفه شاهد قتل امیر ورهبرش باشداسماعیل تقوایی  علی آنکه مهر فروزان/کشد از جمالش خجالت علی آنکه با تیغ فتنه/فدا شد به راه عدالت علی نور ایمان/علی اصل قرآن بُود این نوایم/علی جان علی جانیا حیدر یا مرتضی… به مرثیه های غریبی/شده دیده از داغ او ترعلی کشته ی راه دین شد/وَ جانش شد از غصه بر لب ولی گویم از عمق جانم/امان از دل زار زینبچه درد بزرگی/چه داغ عظیمی نصیبش شد از غم/دوباره یتیمییا حیدر یا مرتضی… همیشه به  چاه غریبی/بُوَد ناله و آه حیدر خوش آن امتی که همیشه/بُوَد پیرو راه حیدر دل پیروان حقیقی/بُود در پناه ولایتخوشا آن کسانی که هستند/همیشه به راه ولایتبُود اهل دین را/دو راه سعادتولایت ولایت/شهادت شهادتلبیک یا مرتضی…   دیگه از نخلستونا صدای مولا نمیاد صدای ناله های دعای مولا نمیادیتیما کاسه ی شیر به دست و ناله روی لب گریه کارشون شده در این عزا هر روز و شبذکرشون با چشم تر/آه و واویلا حیدر ای امام بی یاور/آه و واویلا حیدرآه و واویلا حیدر… تا قیامت فتنه و ظلم و جنایت زاده شدبین محراب دعا اجر امامت داده شدوقت رفتن رو لبه مولا نوای یاربهاین شروع غربت مرثیه های زینبهبعد داغ مادرش/دیده داغ بابا روبعد از این هم می بینه/سختی کربلا روآه و واویلا حیدر… اینجا ماتم دیده و برادرا دورش بودناما تو کرببلا اهل جفا دورش بودناین همه درد و غم و دختر مولا بمیرم نگاه نامَحرم و زینب کبری بمیرم قاتل جون زینب/دیدن اون قاتلهدختر زهرا میشه/همسفر با حرملهیا حسین یا ثارا… منبع:بیتوته گردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-02-2017, 12:09 AM
      ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دینی واقف بود و در دربار سلطان محمود غزنوی منزلتی والا داشت. وی ظاهراً مبتکر مسمط است. دیوان او مکرر به طبع رسیده و قریب به سه هزار بیت دارد. وفات او به سال ۴۳۲ هجری قمری اتفاق افتاده است و گویا در جوانی وفات یافته است.  به دهقان کدیور گفت انگورمرا خورشید کرد آبستن از دورکمابیش از صد وهفتاد شد روزبدم در بستر خورشید پر نورمیان ما، نه عقدی، نه نکاحینه آیین عروسی بود و نه سورنبودم سخت مستور و نبودندگذشته مادرانم نیز مستورشدم آبستن از خورشید روشننه معذورم، نه معذورم، نه معذورخداوندم نکال عالمین کردسیاه و سرنگونم کرد و مندورمن از اول بهشتیوار بودمرخ من بود چون پیراهن حورخداوندم زبانی روی کرده‌ستسیاه و لفجن و تاریک و رنجورگماریده‌ست زنبوران به من برهمی درد به من بر پوست زنبورهمی‌خواهم من ای دهقان که امروزبگیری خنجری مانند ساطوربه خنجر حنجر من باز برینشانی مر مرا بر پشت مزدوربکوبی زیر پای خویش خردمدو کتف من بسنبانی چو شاپوربه چرخشت اندر اندازی نگونمز پشت و گردن مزدور و ناطورلگد سیصد هزاران بر سرمنزنی، وز من بدان باشی تو ماموربیندازی عظام و لحم و شحممرگ و پی همچنان و جلد مقشوربگیری خون من چون آب لالهچو قطرهٔ ژاله و چون اشک مهجورفروریزی به خم خسروانینظرداری درو یک سال محصورمگر باری ز من خشنود گرددبود در کار من سعی تو مشکورپس آنگاهی برون آور ز خممچو کف دست موسی بر که طوربه یاد شهریارم نوش گردانبه بانگ چنگ و موسیقار و طنبور  منبع : بیتوته گردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-01-2017, 11:47 PM
        ما را غلام کوی حسن آفریده اندمبهوت و مات روی حسن آفریده اندما را پیاله نوش شرابش رقم زدندمست از خم و سبوی حسن آفریده اندخورشید را به این همه نقش و نگارهااز طلعت نکوی حسن آفریده اندروشن ز نور روی مهش گشته روزهاشب را اسیر موی حسن آفریده اندآری ز مقدمش همه جا بوی گل گرفتگل را ز رنگ و بوی حسن آفریده انداز انبیاء و اولیا همه را صف به صف ببینمدهوش خلق و خوی حسن آفریده اندمیل نگاه هر چه گدایان شهر راولله سمت و سوی حسن آفریده اندمیلاد یعقوبیتمام شهر مدینه ستاره باران شد          نسیم آمد و دل مست عطر رضوان شدز آسمان شده نازل دوباره یک قرآن        که نقل مجلس خوانندگان قرآن شدبه روی دست پیمبر نظر بیندازید                 هنرنمایی دست خدا نمایان شدکسی به دین پیمبر اگر که شکی داشت   فقط به پاس تماشای او مسلمان شدرسد ز کعبه برای خلائق گمراهطنین اشهد ان حسن ولی اللهخدا به دست علی بوتراب می بیند        علی به جام نگاهش شراب می بیندنگاه حضرت جبریل قاصد قرآن              به رحل پای پیمبر کتاب می بیندقسم به قطره ی باران دیده ی زهرا          هرآنکه داده عذابش عذاب میبیندعدو به معرکه ی جنگ خیره استاده       در آسمان شجاعت عقاب می بیندبرای آنکه شود نازل افضل برکاتنثار روی درخشنده ی حسن صلواتکتاب حسن حسن را مولف الله است   حسن امیر دل است و حسن یدالله استحسن به عالم امکان فقط یکی باشد           زمان خواندن آیات قل هو الله استز لطف حق تعالی حسن امیر من است          لبم همیشه معطر به حسبنا الله استز حکمت حسنی پروریده شد عباس   دلیل آن فقط این شد که غیرت الله استامیر بی مثل در جزیره ای مولاامام دوم اهل عشیره ای  مولاخدا به عبد کریمش ارادتی دارد                  نگاه عاشق مولا حکایتی داردمیان شهر مدینه همیشه معروف است       سرای او که غذاهای حضرتی داردبدون آنکه بگویی تو مشکلت حل است       بداند او که گدای خجالتی دارداگر چه مرد کریم است و مهربان بوده        ولی برای عدویش صلابتی داردرسید مصرع آخر و قطعه جالب شدفقط ولادت او بود روزه واجب شدقرار سینه و سنگ صبور زینب بود    حسن امید وحسن شوق وشور زینب بودقیام قد حسن تازه دست برسینه             فقط به خاطر یمن حضور زینب بودشبی که زائر مادر شده به نیمه ی شب     رخ حسن چو چراغ عبور زینب بودو ارث هیبت احمد میان چشمانش          همین نشان و دلیل غرور زینب بودترانه ی دل زینب حسن حسن بودههماره عاطفه بر لب حسن حسن بودهجمل شد و حسن و وعده گاه جولان شد    در آن میانه حسن پهلوان میدان شدعلی به دست حسن داد قبضه ی شمشیر     همه مشاهده کردند وقت طوفان شدهمین که او به رجزهای عشق پایان داد    سپاه عایشه در گرد و خاک پنهان شددر آن زمان که چهار پای سرخ مو ببرید   پسر به جای پدر بود و شیر یزدان شدشتر و راکب آن پیش مجتبی به سجودو ناله زد که خدا کاش حیدر آمده بوداگر چه خوی حسن خوی حیدری بوده      ولی شجاعت او ارث مادری بودهبرای عالمیان بین جنگ ثابت شد           حسن عجب یل شیر و دلاوری بودهبگرد در همه دنیا ببین کدامین دل               اسیر عشق چنین ماه دلبری بودهچرا میان خلائق غریب و بی کس بود        به دوش او که عبای پیمبری بودهخدا بیا و اسیر شمیم یاسم کنبیا به برکت امشب حسن شناسم کنشما معلم درس وفای عباسی                   به دست تو متبرک لوای عباسیز قبل آنکه شود سینه چاک عشق حسین        تو مرجع همه کاره برای عباسیاگر که او به شکیبائیش دوام آورد               تو اسوه ی عمل کربلای عباسیز بس که پیش تو سر خم نموده،نه،هرگز   نرفته عکس تو در دیده های عباسیچنان ز عشق توعباس میشود بی تابکه بی اجازه و امر تو او ننوشد آبشما امام زمان حسین می باشی               شهادتین اذان حسین می باشیتو نسل پاک امامت سپرده ای بر او      شما گذشته ز جان حسین می باشیبرای کرببلا قاسمت فرستادی              چرا که دل نگران حسین می باشیتو گفته ای نشود روز مثل روز حسین   تو جزء سینه زنان حسین می باشیبه کربلا ز زبان غیور عبداللهصدا زدی که خدا جان فدای ثاراللهغریب دوم شیعه به روزگاری تو           شبیه ابر بهاری درآن دیاری توتمام عقده دل بین گریه ها این شد   بمیرم ای همه عشقم، حرم نداری تو؟به پیش مادرتو سر به زیر می آیم       چرا که زنده ام آقا و بی مزاری توهنوز قبر تو خاکیست از همین پیداست   هنوز از محن کوچه سوگواری توبه دیدنت برسم گر نظر بیندازیفقط به نیت معماری و حرم سازیرضا تاجیک دار و ندار حضرت دادار مجتباستسبط نبی ومخزن الاسرار مجتباستگویند هر کسی نظری سویش افکندکافر شود که احمد مختار مجتباستاولاد فاطمه همگی شبه حیدر انداما به واقع حیدر کرار مجتباستتضمین کنم برای حسن شعر بهتریزیبایی تمامی اشعار مجتباستعباس هم بدست حسن مرد رزم شداستاد فن رزم علمدار مجتباستجنگ جمل بدست حسن ختم گشته استاز قاتلان لشگر کفار مجتباستبرتن زره نکرده به مانند مرتضیوقت نبرد مرد جگردار مجتباستاز لطف اوست اشک دوچشم حسینیاندرمجلس حسین میاندار مجتباستمنبع : بیتوته گردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-01-2017, 11:08 PM
         کنون ای خردمند وصف خردبدین جایگه گفتن اندرخوردکنون تا چه داری بیار از خردکه گوش نیوشنده زو برخوردخرد بهتر از هر چه ایزد بدادستایش خرد را به از راه دادخرد رهنمای و خرد دلگشایخرد دست گیرد به هر دو سرایازو شادمانی وزویت غمیستوزویت فزونی وزویت کمیستخرد تیره و مرد روشن رواننباشد همی شادمان یک زمانچه گفت آن خردمند مرد خردکه دانا ز گفتار از برخوردکسی کو خرد را ندارد ز پیشدلش گردد از کردهٔ خویش ریشهشیوار دیوانه خواند وراهمان خویش بیگانه داند وراازویی به هر دو سرای ارجمندگسسته خرد پای دارد ببندخرد چشم جانست چون بنگریتو بی‌چشم شادان جهان نسپرینخست آفرینش خرد را شناسنگهبان جانست و آن سه پاسسه پاس تو چشم است وگوش و زبانکزین سه رسد نیک و بد بی‌گمانخرد را و جان را که یارد ستودو گر من ستایم که یارد شنودحکیما چو کس نیست گفتن چه سودازین پس بگو کافرینش چه بودتویی کردهٔ کردگار جهانببینی همی آشکار و نهانبه گفتار دانندگان راه جویبه گیتی بپوی و به هر کس بگویز هر دانشی چون سخن بشنویاز آموختن یک زمان نغنویچو دیدار یابی به شاخ سخنبدانی که دانش نیاید به بن  گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته گردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-01-2017, 11:01 PM
         علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (زادهٔ ۲۱ آبان ۱۲۷۶ در دهکدهٔ یوش، بخش بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران – درگذشتهٔ ۱۳ دی ۱۳۳۸ در شمیران، تهران) شاعر معاصر ایرانی و ملقب به پدر شعر نوی فارسی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. در نخستین ساعت شب، در اطاق چوبیش تنها، زن چینیدر سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد:« بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر راهر یکی زانان که در زیر آوار زخمه های آتش شلاق داده جانمرده اش در لای دیوار است پنهان  آنی از این دلگزا اندیشه ها راه خلاصی را نمی داند زن چینیاو، روانش خسته و رنجور مانده استبا روان خسته اش رنجور می خواند زن چینی،در نخستین ساعت شب:ـــ « در نخستین ساعت شب هر کس از بالای ایوانش چراغ اوستآویزانهمسر هر کس به خانه بازگردیده است الا همسر منکه ز من دور است و در کار استزیر دیوار بزرگ شهر.در نخستین ساعت شب، دور از دیدار بسیار آشنا من نیزدر غم ناراحتی های کسانم؛همچنانی کان زن چینیبر زبان اندیشه های دلگزایی حرف می راند،من سرودی آشنا را می کن در گوشمن دمی از فکر بهبودی تنها ماندگان در خانه هاشان نیستم خاموشو سراسر هیکل دیوارها در پیش چشم التهاب من نمایانند نجلا!در نخستین ساعت شب،این چراغ رفته را خاموش تر کنمن به سوی رخنه های شهرهای روشناییراهبردم را به خوبی می شناسم، خوب می دانممن خطوطی را که با ظلمت نوشته اندوندر آن اندیشه ی دیوارسازان می دهد تصویردیرگاهی هست می خوانم.در بطون عالم اعداد بیمردر دل تاریکی بیمارچند رفته سالهای دور و از هم فاصله جستهکه بزور دستهای ما به گرد مامی روند این بی زبان دیوارها بالا.نیمایوشیجمنبع : بیتوته گردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      07-01-2017, 10:52 PM
        شعری برای تکاوران ارتشی که مدافع حرم شدند ببر بیان کرده چو رستم به تن / ارتشی‌ام، حافظ خاک وطنتخمۀِ زالم، پسر گیو و طوس / خاک ره فاطمه را داده بوستیغ دو دم همچو علی در کَفم / مست و پریشان ز شعف چون دفمدل به علمداریِ عباس خوش /  گِرد حرم آمده‌ام هاله وُشتشنه‌لب بادۀِ حُسن القضا  / شهره به عشقِ علیِ مرتضیوارث میراث تهمتن منم  / پنجۀِ در پنجۀِ دیو افکنمشیعۀِ حیدر و علمدارِ عشق /  میر مدافع به حرم در دمشقآینه‌دارِ رخ حیدر به فَرّ /   جامۀِ رزم علوی کرده بَرسَدِّ ره خصم وطن همچو کوه / حیدری‌ام، شیعۀِ رستم شکوهرخت علمداری زینب به تن / جان و تنم کرده فدای وطن عاشق زینب ، مه عباس رو /  میر حرم، محسن قطاسلو  بُرده نسب ها زِعلی، ذوالفقار /  دل به یدالهی زینب سپاربوسه زن خاک درِ فاطمه  / عاشق جانبازی بر فاطمه من قمرم، آینه عباس را  /   منتقم سیلیِ بر یاس‌ها  لرزه برانداز تنِ دشمنم /  آینۀِ رستم دستان منمکرده سیاوش گذر از آتشم  /  شیرِ کمانگیر وطن، آرشمکوفته دشمن به گِران گرزها  / هالکِ ضحاک، به البرزهاعاشقیِ فاطمه در تاروپود / خصم قسم‌خوردۀ آل سعود عاشق این خاک و دیار کهن / لاله رخ و غرقه‌به‌خون پاره تنبر تن من پرچم ایران کفن /  خاک وطن سرمۀِ چشمان منتا که نِگه بد نکند میهنم  / سینه سپر کرده به اهریمنمسینه سپر کرده به ایران زعشق  /  حافظ بر مرزِ وطن در دمشقگر به حلب راه نبندم بر او /  پای نهد خاکِ وطن را عدوهای حقیرانِ قجرگونه پست /  گشتۀِ از بادۀِ برجام مستکَر شده‌ها وقت فراخوان عشق / کوفه نشینانِ به جنگ دمشقکَردۀِ از فتنه علی جان به لب / مرزِ وطن هست دمشق و حلبعهد گلستان چو قجر بسته‌ها  /  وقت بلا زاویه بنشسته‌هانامه پس از نامه ولی داده‌ها /  وقت بلا کرده ولی را رهاکوفه نشینان اسیرِ هراس /  فتنه گرانِ به ولی از خواصنشئۀِ از بادۀِ برجام ها /  ای به دُلار آمده آرام‌هاقوم سعودی شده اربابشان  /  گر نشود سد به حلب راهشاندیو و ددانی که همه داعشند  /  لشکر کین جانب ایران کشندهای حقیران مذلت نشین  /  دشمن ایران به حلب درکمینکوفه نشینان ز غیرت بری /  فتنۀِ تان را کنم افشاگریقوم تجاوزگر ناموس‌ها  /  حادثه‌ها بسته به قرپوس هانیست شما را ز چه این جان‌ستان / شرم تجاوز به نوامیستان  داعش و هتاکی ناموس تان /   هست پذیرنده به قاموس تان؟!غفلت اگر لحظه کنیم از عدو /  مام وطن را ببر د او گلوگر که نبندیم بر او ره به شام /  مردم ایران کند او قتل‌عامجانب ایران بکشد او سپاه  /  قُلزم خون افکند از کین به راههای خیانتگرِ میهن فروش   /  این‌همه بر یاریِ داعش مکوشای زِ خُم فتنه قدح گیر ما  /  طعنه مزن این‌همه بر پیر ما  داعش اگر فتح دمشق آورد  /  حمله به ایران پس‌ازآن می‌بردمهلت ایران به فواحش دریغ  /  مام وطن، حملۀِ داعش، دریغما سر این مارِ شده اژدها  /  در حلب آریم به سرنیزه‌هاآلِ سعودِ همگی خار و خس  /  آرزویی کرده پلید و عبث لشکر کین جانب ایران کشد  /   تا که به خون خاک شهیدان کشدبوی بلا بشنو از این شعر ناب  /  آل همه نشئۀ نوشِ شرابگوش کن ای کرده ز فکر عبث  /  حمله به خاک وطنم را جرسگر که به راه افکنی ای بوالهوس  /  جانب سیمرغ، سپاهِ مگس کرده از آن لشکر ایران هوس  /  بازنگردد به خدا زنده کَسقوم قمر در کف او ذوالفقار /  لشکریانِ تو کند تار و مارزان سپس آید به دیار حجاز  /  تا که بگیرد ز کفت مکه بازمنتظرانیم به صبحِ ظهور /  تا برسد ماهِ علمدارِ نور بیرق سبز علوی را به دست  / از شط خون کرده گذر مستِ مستهمره با نرگسِ یاس کبود  /  مکه بگیریم از آل سعودشیعه دل‌آشوبِ یمن تا دمشق  /  دیده به در دوخته بر راه عشقساغر خون‌رنگ دعا را به دست  /   منتظر آمدن مهدی است    تا که بگیرد ز سعودی حرم /  بیرق حق را بکند او علمبه امیدظهور حضرت یار …منصور نظریمنبع:mashreghnews.ir گردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    • آواتار raha_91
      06-29-2017, 05:48 PM
        شعر در مورد رحلت پیامبر (ص) حرف از وصیت های آخر میزنی بابااز پیش زهرایت کجا پر میزنی بابا این لحظه ها یاد گذشته کرده ای انگارحرف از وصیت های مادر میزنی بابا دل شوره داری ، از نگاهت خوب می فهممداری گریزی به غمِ در میزنی بابا زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاستهرچند حرف از زخم بستر میزنی بابا یک روز می بینی مرا بین در و دیواریک روز می آیی به من سر میزنی بابا گفتی که خیلی زود می آیم کنار توپس لحظه ها را می شمارد یادگار تو شهادت امام حسن (ع) و رحلت پیامبر (ص) به ذکر حسن جان شد ایندم/ز دیده روان اشک پاکی دوباره دل بی قراران/شده زائر قبر خاکیشده قلب من چون کبوتر/وَ پر میزند سوی آنجا به عشق امامی غریب و/به شوق گلستنان زهرابُود ذکر جانم/به چشمان گریانحسن جان حسن جان/حسن جان حسن جانیا حسن یابن الزهرا… حسن آن امام غریبی/که بر درد عالم طبیب استحسن آن امام غریبی/که در خانه اش هم غریب استکسی که شد از زهر همسر/جگر پاره ی راه قرآنزند ناله زهرای اطهر/حسن جان حسن جان حسن جانبه عالم به عالم/غمش بی قرینهبنالم برای/غریب مدینهیا حسن یابن الزهرا… حسن آنکه عمرش به سر شد/به اندوه و درد و مصیبت حسن زخمی تیغ کوچه/حسن کوچه گرد مصیبتحسن شاهد اشک مادر/حسن ناظر روی نیلیحسن روضه خوان مدینه/حسن راوی ضرب سیلی شده همچنان گل/چه پژمرده مادربه پیش دو چشمش/زمین خورده مادریا حسن یابن الزهرا… اشعار رحلت پیامبر (ص) دوباره نسیمی ز غربت/دوباره غم وسوز سینه دوباره هوای بقیع و/دوباره هوای مدینهدوباره غم مصطفی و/دوباره عزای پیمبررسیده دگر باره وقت ِ/سیه پوشی ِ آل حیدردر این سوگ عظمی/زهجران بابازند ناله زهرا زند ناله زهراواویلا واغربتا… عزای رسول خدا و/زمان مصیبت رسیدهخدیجه زند ناله در عرش/شود فاطمه قد خمیدهپدر رفت و شد تسلیت ها/بر آن بی قرین ِ یگانهبه پشت در و بین کوچه/ز میخ در و تازیانهببین یا محمد/به اشک دو دیده چه غمها پس از تو/به زهرا رسیدهواویلا واغربتا… بیا و ببین شعله ها را/فروزان ز بیت ولایتدر و هیزم و آتش و دود/هجوم و جفا و جنایتدل فتنه گر های آن روز/ز بغض و جفا پر شرر بودلگد زد به در بی حیایی/وَ زهرای تو پشت در بودچه گویم چه گویم/من از پشت آن درشده غنچه پرپر/شده غنچه پرپرواویلا واغربتا… اشعار شهادت امام حسن (ع) و رحلت پیامبر (ص) هرکس به طریقی زده آتش جگرت را بیگانه جدا دوست شکسته کمرت را افطار تو را زهر به این حال کشاندهیک کوزه ی سربسته زمین ریخت پرت را یاقوت مدینه  به زمرد زدی امروزبدجور عوض کرده هلاهل اثرت را از راه لبت رفته ز چشمت زده بیرون یک مرتبه سوزانده همه خشک و ترت را سرریز شد از طشت عذابی که کشیدیخون لخته گرفته ست اگر دور و برت را چیزی بروی طشت بیانداز نبیندزینب که میاید به سرت دردسرت را در راه زمین خورده اگر که نرسیدهیک ذره به تأخیر بکش پس سفرت را اصلا به تو آرامش و لبخند نیامدشب کرده غم کوچه و سیلی سحرت را این در نه لگد خورده و نه اینکه شکستهبردار ز لولای در آخر نظرت را عمامه ات افتاد ولی پیش خودت هستصد شکر نبردست کسی تاج سرت را منبع : بیتوتهگردآوری شده توسط : نتدونه
      0 پاسخها | 0 مشاهدات
    بیشتر فعالیت

    48 پیغام بازدید کنندگان

    1. سلام
      میگم اگر امروز روز تولدتون بوده .
      تولدتون مبارک باشه.
      چون پایین انجمن نوشته بود.
    2. سلام رزیتا جون
      خوبی عزیزم خوشی
      خسته مباشی گلم
      ممنون از پستهای قشنگ و مفیدی که میزاری
      دلم برای همه دوستای گلم تنگ شده
      موفق باشی عزیزدلم
    3. سلام

      حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!

    4. خواهش میکنم دوست گلم
      می خواستم تاپیک شوتیگ تولد رو دیروز بیارم بالا ولی کسی نبود که ویرایش بزنه

    5. سلام رزیتا جون
      تولدت رو تبریک میگم

      امیدوارم همیشه خوش و سلامت و دلشاد باشی
    6. بر آمد بهاری دیگر
      مست و زیبا و فریبا، چون دوست
      سبدی پیدا کن
      پر کن از سوسن و سنبل که نکوست
      همره باد بهاری بفرست
      پیک نوروزی و شادی بر دوست . . .
      سال نو بر شما مبارک
      نوروزت فاطمی...


    7. سلام رزیتا جون
      عزیزم عیدت مبارک باشه
      امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت باشی و سال خوبی داشته باشی
    8. مشاهده مکالمات
      سلام میکنم به Rozita خانوم امیدوارم خوب خوب باشی.گفتم عید رو پیشاپش تبریک بگم.

      زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند
      نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد . . .

      2
    9. سلام پيشاپيش سال نو مبارك باشد
      دست شما هم براي پست هاي عاليتان درد نكنه

    نمایش پیغامهای بازدید کننده 1 از 10 تا 48
    صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
    صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
    درباره Rozita

    اطلاعات عمومی

    تاریخ تولد
    April 17
    درباره Rozita
    زندگينامه:
    اسمم Rozita نیست ولی خب میتونید بهم بگید رزیتا !!
    محل سكونت:
    گلستان
    علايق:
    سریال ها و آهنگ های کره ای و ژاپنی و انیمه
    شغل , تخصص:
    دانشجو
    شعار کاربر:
    .

    آمار


    مجموع پست ها
    مجموع پست ها
    380
    میانگین پستها در طول روز
    0.21
    آخرين نوشته
    طرز تهیه ژله انار و بستنی برای شب یلدا 12-03-2016 06:36 PM
    پیغام بازدید کنندگان
    مجموع پیغام ها
    48
    جدید ترین پیام
    04-17-2015 08:06 PM
    تمام پسندیده ها
    تمام پسندیده ها
    474
    • مورد پسند : 775 بار در 316 پست
    مرکز دانلود
    مرکز دانلود
    8
    Uploads
    0
    اطلاعات عمومی
    تاریخ و زمان آخرین فعالیت درسایت
    04-29-2017 08:43 PM
    تاریخ عضویت
    01-18-2013
    معارفه ها
    0

    11 دوستان

    1. farzane20 farzane20 آنلاین نیست.

      مدیر بازنشسته

      farzane20
    2. hamidr2012 hamidr2012 آنلاین نیست.

      کاربران عادی

      hamidr2012
    3. hinasrin hinasrin آنلاین نیست.

      کاربران عادی

      hinasrin
    4. KiM KiM آنلاین نیست.

      کاربران عادی

      KiM
    5. maysam+ maysam+ آنلاین نیست.

      مدیر بازنشسته

      maysam+
    6. mobina1371 mobina1371 آنلاین نیست.

      مدیر کتابخانه

      mobina1371
    7. parvanehs parvanehs آنلاین نیست.

      مدیر بازنشسته

      parvanehs
    8. raha_91 raha_91 آنلاین نیست.

      مدیر اتاق خبر

      raha_91
    9. Sahar-A Sahar-A آنلاین نیست.

      کاربر فعال

      Sahar-A
    10. تيك تاك تيك تاك آنلاین نیست.

      مدیر تیم ترجمه

      تيك تاك
    نمایش دوستان 1 به 10 از 11
    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    آمار بازیکده


    رتبه لیست قهرمانی
    4th
    بازی های انجام شده
    4
    بازی های به پایان رسیده
    4
    مقدار زمانی که صرف بازی شده
    0 ساعت, 0 دقیقه, 0 ثانیه
    آخرین بازی به پایان رسیده
    Bubbles (09-13-2016 04:19 PM)
    Challenges
    0 - 0 Wins / 0 Losses, 0 Initiated - Challenge Rozita

    رکوردهای بازیکده (1)


    بیشترین بازیهای انجام شده (3)


    آخرین امتیازات (4)


    Rozita's Downloads

      Filename Total Downloads Rating Files Uploaded Last Updated
    درباره ما

    سایت وان تیم از سال 1389 با عنوان های مختلف مانند: (دارک اسمارف فارسی ساب - انزل فروم - ایرانین نیاز) و چند اسم دیگر فعالیت خود را در پیش گرفته برای جلب رضایت شما کاربران شیوه های نوینی را ابداع کرده است . سایت وان تیم یک انجمنی است که شروع فعالیت خود را با ترجمه کردن زیرنویس های کره ای آغاز کرده و کم کم در حال گسترش دیگر فعالیت ها هم می باشد.

    ارسال پیام به مدیر سایت
    session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: