کاربری
کاربر گرامی به وان تیم - برترین انجمن ترجمه آنلاین و اطلاعات فیلم و سریال های کره ای و آسیایی خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
برای ارتباط با مدیریت انجمن وان تیم (کلیک کنید).

ارتباط با
مدیریت انجمن

  • برای دانلود تمام زیرنویس های سریال های کره ای و... کلیک کنید.

    مرکز دانلود
    زیرنویس ها

  • برای دیدن وبلاگ های دیگر کاربران و وبلاگ های برتر و مطالب ها جذاب (کلیک کنید)

    وبلاگ ها

  • برای دانلود کتاب های الکترونیکی و مقالات دانشگاهی و کتابهای دیگر(کلیک کنید)

    کتابخانه انجمن

  • برای دیدن  میانبر های قسمت های انجمن وان تیم (کلیک کنید)

    کلید های میانبر

  • اگر تازه با انجمن وان تیم آشنا شده اید و از امکانات آن با خبر نیستید(حتما کلیک کنید)

    راهنمای کاربران
    تازه وارد

    عکس هایی که میخوایین در انجمن بگذارید را در این قسمت آپلود کنید(کلیک کنید)

    آپلود عکس

  • برای حمایت از انجمن خودتون یعنی وان تیم(کلیک کنید)

    حمایت از انجمن

  • برای اینکه انجمنی موفق داشته باشیم به پیشنهادات شما نیاز داریم(کلیک کنید)

    پیشنهادات شما
    کاربران

    برای تبلیغات سایت خودتون در انجمن(کلیک کیند)

    پذیرش تبلیغات
    در انجمن

    مشاهده RSS Feed

    دسته بندی نشده

    مطالب بدون دسته بندی

    1. یک لحظه سکوت برای لحظه هایی که هستیم اما خودمان نیستیم...

      توسط در تاریخ 06-23-2015 در ساعت 03:41 PM (بيداد همايون)

      لحظه هایی هستند ،که هستیم
      چه تنها، چه در جمع، اما خودمان نیستیم...
      انگار روحمان میرود،همانجاکه میخواهد
      بی صدا......بی هیاهو.....

      همان لحظه هایی که راننده آژانس میگوید رسیدین خانم/آقا
      فروشنده میگوید باقی پول را نمی خواهی؟
      راننده تاکسی میگوید صدای بوق را نمی شنوی؟
      ومادر صدایت میکند حواست کجاست؟
      ساعتهایی که شنیدیم و نفهمیدیم...

      خواندیم و نفهمیدیم، و تلویزیون خودش خاموش شد
      آهنگ برای بار دهم تکرار شد ،هواروشن شد
      تاریک شد، چایی سرد شد، غذا یخ کرد
      در یخچال باز ماند، و در خانه را قفل نکردیم...
      و نفهمیدیم که رسیدیم خانه، و کی گریه هایمان بند آمد
      و.......

      کی عوض شدیم،کی دیگر نترسیدیم
      از ته دل نخندیدیم،و دل نبستیم
      وچگونه یکباره انقدر بزرگ شدیم
      و موهای سرمان سفید و از آرزوهایمان کی گذشتیم
      یک لحظه سکــــــــــوت


      آپدیت شده 12-10-2016 در 10:42 PM توسط [ARG:5 UNDEFINED]

      دسته بندی ها
      دسته بندی نشده
    2. ماه

      توسط در تاریخ 06-15-2015 در ساعت 12:59 AM (بيداد همايون)
      مهتاب، به نور، دامن شب بشکافت
      مِی نوش! دمی خوشتر از این نتوان یافت
      خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
      اندر سر خاک یک به یک خواهد تافت

      چون عهده نمي کند کسي فردا را
      يک امشب خوش کن دل پرسودا را
      مي نوش به نور ماه، اي ماه، که ماه
      بسيار بتابد و نيابد ما را

      دسته بندی ها
      دسته بندی نشده
    3. اینجا مگر خورشید نیست

      توسط در تاریخ 06-04-2015 در ساعت 10:30 AM (بيداد همايون)
      از کفر من تا دین تو راهی به جز تردید نیست
      دلخوش به فانوسم نکن، اینجا مگر خورشید نیست
      با حس ویرانی بیا تا بشکند دیوار من
      چیزی نگفتن بهتر از تکرار طوطی وار من
      بی جستجو ایمان ما از جنس عادت می شود
      حتی عبادت بی عمل وهم سعادت می شود
      با عشق آنسوی خطر جائی برای ترس نیست
      در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست
      کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن می شود
      چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن می شود
      دسته بندی ها
      دسته بندی نشده
    4. به قطاري که تو را مي برد

      توسط در تاریخ 07-18-2014 در ساعت 09:26 PM (بيداد همايون)
      به قطاري که تو را مي برد
      گفتم برگردد؟!
      گفتم نرود؟!
      گفتم…؟!
      چيزي نگفتم
      به قطاري که تو را مي برد
      گلايه اي نيست
      خودت سوار شدي

      حالا هم شب از نيمه گذشته است
      تا ايستگاه بعدي چند سال راه است
      برف بر بيابان يکدست است
      و هم کوپه هايت
      چيزي از تو نمي فهمند!

      خستگي
      هميشه به کوه کندن نيست
      خستگي گاهي همين حسي ست
      که بعد از هزار بار يک حرف را به کسي زدن
      داري
      وقتي نشنيده است
      وقتي سوار شده است.
      دسته بندی ها
      دسته بندی نشده
    5. آهسته چون حباب شکستي

      توسط در تاریخ 07-18-2014 در ساعت 09:24 PM (بيداد همايون)
      يک صبح سرد و صاف زمستان بود
      در آن اتاق خلوت پر عطر
      آرام آمدي و نشستي
      چون خيره در نگاه تو گشتم
      آهسته چون حباب شکستي

      من شرمناک ماندم و آنگاه
      گلبرگ نيم خند تو پژمرد
      مي خواستم بگويم …. اما
      آن خواستن درون من افسرد!

      دست تو را فشردم و گفتي
      «فکرش مکن که دستم گرم است
      شايد تويي که سردي و … » آنگاه
      ديدي که مات ماندم رفتي

      رفتي و روزها سپري گشت
      بي تو گريستم
      بي تو گداختم
      اينک

      من سرد نيستم
      اينک
      اين عشق ضربه خورده ي عاصي
      بيزار از آن دو لحظه ي ترديد
      بيزار از آن دو لحظه ي شک است

      اي دور مانده از من
      آيا هنوز دست تو گرم است ؟؟


      مفتون اميني
      دسته بندی ها
      دسته بندی نشده
    صفحه 1 از 10 123 ... آخرینآخرین
    درباره ما

    سایت وان تیم از سال 1389 با عنوان های مختلف مانند: (دارک اسمارف فارسی ساب - انزل فروم - ایرانین نیاز) و چند اسم دیگر فعالیت خود را در پیش گرفته برای جلب رضایت شما کاربران شیوه های نوینی را ابداع کرده است . سایت وان تیم یک انجمنی است که شروع فعالیت خود را با ترجمه کردن زیرنویس های کره ای آغاز کرده و کم کم در حال گسترش دیگر فعالیت ها هم می باشد.

    ارسال پیام به مدیر سایت
    session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: